معرفی سبک های هنری_پارت یک

سبک هنری صدر مسیحیت / Early Christian Art


در سبک مسیحیت آغازین، هنر از مضامین و شیوههای رومی به مسیحی تحول یافت و از عناصر پیشین آزادانه الهام گرفت. سبکهای کهنگرایانه، با تأثیر واقعگرایی قدیمی، به تدریج از الگوهای یونانی-رومی فاصله گرفتند. همزمان با آغاز کلیساسازی برای برگزاری مراسم دینی، تزئین کلیساها به امری ضروری تبدیل شد. دیوارهای کلیساها با روایتهای مذهبی، آموزش و تذهیب، با سبکهای متنوع هنری آراسته میشدند تا پیام دین جدید را منتقل کنند. موزاییکها، بهعنوان رسانهای اصلی، شاهکارهایی ماندگار خلق کردند. این آثار، که برای دیدهشدن از فاصلههای دور طراحی شده بودند، با قطعات بزرگتر و سطوح زبر نور را منعکس و پیام را ساده و قابلفهم میکردند.
سبک بیزانس / Byzantine Art


گذار از هنر مسیحیت آغازین به هنر بیزانسی تدریجی و غیرقطعی بود. با شکلگیری آیین مسیحی، تفسیر نمادین از واقعیت رواج یافت و سبکی ساده، تزئینی و تقریباً انتزاعی با ریشههایی در هنر خاور نزدیک، بر هنر مسیحی غالب شد. هنر بیزانسی که به مفاهیم فوق بشری و مطلق میپرداخت، در برابر طبیعتگرایی یونانی-رومی به چکیدهنگاری روی آورد. موزاییکها، با پسزمینههای طلایی، رنگهای درخشان، فرمهای دوبعدی و بیان عارفانه، بستری بیزمان و پرشکوه برای تجلی ایمان مذهبی فراهم کردند و به یکی از برجستهترین سبکهای هنری این دوره تبدیل شدند.
سبک رمانسک / Romanesque Art

اصطلاح «رمانسک» به معماری و هنر اروپای غربی در سدههای یازدهم و دوازدهم اطلاق میشود. این سبک که از عناصر رومی الهام گرفته، با وجود تنوعات، بهراحتی قابل شناسایی است و بهعنوان نخستین معماری حقیقی قرون وسطی شناخته میشود. معماران رمانسک بر روابط هندسی میان اجزای ساختمان تأکید داشتند، برخلاف معماران مسیحیت آغازین که دیوارها را تنها برای تزئین در نظر میگرفتند. در این دوران، صومعهها به مراکز دانش تبدیل شدند و با نسخهبرداری از آثار کلاسیک و ترجمه متون عربی، به توسعه هنر و علم کمک کردند.
هنر گاتیک / Gothic Art


سبک معماری و هنر اروپا در سدههای دوازدهم تا شانزدهم، که از فرانسه آغاز شد را گاتیک مینامند. عناصر عمودی، بلندی ساختمان، قوس تیزهدار، پشتبند معلق و پنجرههای شیشهای از جزئیات بارزی هستند که معماری گاتیک را از معماری جسیم و وزین پیشین (هنر رومی) متمایز میکنند. در مجسمههای گاتیک، وقار کلاسیک و وفاداری به طبیعت بارز است و بیان عاطفی مورد تأکید قرار میگیرد. شیشهنگاره در پنجرهها و تختهنگاره برای پشت محراب کلیسا، کمبود رنگ ناشی از کاهش نقاشیهای دیواری را جبران نمود. توجه به انسان و منظرهی طبیعی، کاربست خطهای پیچان و رنگهای درخشان و علاقه به ریزهکاری و تزیین از مشخصات هنر تصویری گاتیک است.
هنر رنسانس / Renaissance Art

جنبشی فکری و عقلانی که در سدهی چهاردهم از ایتالیا سرچشمه گرفت و در سدهی شانزدهم به اوج خود رسید. در تاریخ هنر، رنسانس را به مراحل آغازین (۱۳۰۰-۱۴۲۰)، پیشین (۱۴۲۰-۱۵۰۰) و پسین (۱۵۰۰-۱۵۲۷) تقسیمبندی میکنند. تضعیف قیود فئودالی، توسعهی تجارت بینالمللی، انباشت سرمایه در بانک و خزانه و کیش شخصیت برخی حاکمان از عوامل مهم پیدایش و پیشرفت رنسانس بود. رنسانس اعتقاد جدید به توانایی انسان را آشکار ساخت و در این زمینه از آثار متفکران و هنرمندان باستان، الهام میگرفت. جامعهی رنسانس علاوهبر ستایش الهام هنری، مفهوم انسان «جامع» به معنای چیرهدست در همهی هنرها چه آثار کلاسیک و چه علم و مهندسی، را به عنوان کمال مطلوب خود پذیرفت.

نقاشان و پیکرتراشان رنسانس مانند جوتو، مازاتچو، دوناتلو، داوینچی، رافائل و میکلانژ، زبان بصری تازهای را بنیاد نهادند که در آن، علاوهبر توجه به پیکر و کنش انسانی، تمرکز بر کالبدشناسی و تکمیل قواعد پرسپکتیو نیز مدنظر قرار داده میشد. اسلوب رنگ روغنی جای تمپرا را گرفت و لعابرنگکاری، تجسم گرمی و طراوت پوست و گوشت در نقاشی را امکانپذیر کرد، فضای تصویر را ژرفتر و سایهپردازی را متنوع نمود. استفاده از بوم پارچهای نیز جایگزین بوم تختهای شد. در تحول رنسانس میتوان روندی صعودی از طبیعتگرایی به سوی کلاسیکگرایی را بازشناخت. هنرمندان رنسانس از طریق تقلید صور طبیعی و گردآوری و تلفیق عناصر زیبای آن به تدریج قالب «کلاسیک» خاص زمان خود را ساختند. در واقع، رنسانس در جریان بازشناسی هنر کلاسیک باستان تفسیری تازه از اصول کلاسیکی ارائه کرد که یک الگوی آرمانی جدید را پدید آورد.



عالی بود