معرفی سبک های هنری_پارت پنج

سوررئالیسم / Surrealism


سوررئالیستها با پیروی از برنامهی دادائیسم برای محافظت از تخیل در برابر فشارها و تنشهای جهان معاصر، علیه جامعهی مدرن بلند شدند. آنها تلاش داشتند که سطوح خودآگاهانه و ناخودآگاهانهی انسان را درهمآمیزند و هنری جدید برپا کنند. نظریههای زیگموند فروید دربارهی رویاها و تعابیرشان، اعتبار قابل توجهی به این جنبش داد. هنرمندان سوررئالیسم باور داشتند که تنها در رویاها میتوانند آزادی فردیشان را حفظ کنند و تصاویری را بهوجود میآوردند که بیاختیار از ذهن برمیخاست و از طریق فنون خودبهخودی طراحی و نقاشی میشدند. این تصاویر با دقت در روابط نامتناسب اشیاء طبیعی در موقعیتهای غیرطبیعی و برعکس، توجه را به شیوهای جلب میکند که باور دارد حواس ما واقعیت را میسازد. از هنرمندان نقاشان برجستهی سوررئالیسم میتوان به ماکس ارنست، سالوادور دالی، جورجو دکریکو، رنه مگریت و از مهمترین مجسمهسازان سوررئالیسم، به آلبرتو جاکومتی میتوان اشاره کرد.
اکسپرسیونیسم انتزاعی / Abstract Expressionism

اکسپرسیونیسم انتزاعی سبک مهم دیگری بود که رویکردهای اوایل قرن بیستم را ترکیب کرد و جنبشی بود بدون یک سبک مشترک و هر هنرمند تجربههای خویش را به شکل مستقل بیان میکرد. این جنبش در هنگام شکلگیری وجهی رمانتیک داشت و معمولا نقاشی «حرکتنما» یا «کنشی» نامیده میشد. جکسون پولاک و فرانتس کلاین را میتوان سرشناسترین هنرمندان این سبک تلقی کرد. شاید تشویش، ترس و عدم اطمینان دربارهی جایگاه بشر در جهان در معرض انهدام هستهای، این هنرمندان را به طرد فرمهای هنری پیشین قرن بیستم سوق داد و به مثابه تزکیهای شخصی، آنها را به بیان اعتقادشان به «ارزش عمل» حتی به قیمت عدول از طراحی منظم هدایت کرد.
انتزاع پسا-نقاشانه / Post-painterly Abstraction

نقاشان این گروه همگی وامدار بخشی از آثار انتزاعی هندسی اوایل قرن بیستم، خصوصاً آثار جوزف آلبرز بودند. علاقهی آلبرز به روانشناسی گشتالت از طریق جلوههای توهم بصری نمود یافته بود و شکلهای مربع غیرفعال و معلقی آفرید که با رنگهای اطرافشان، تنها به قدری تباین ارزش نور، رنگمایه و شدت داشتند که بتوانند اندکی از پسزمینه بیرون آیند. یکی از پرکششترین نقاشان میدان رنگ، مارک روتکو، از کیفیات بیانی روحانی و عاطفی هنر باستانی و بدوی ملهم بوده است و به تختی سطح تصویر و شکلهای مستطیلی بزرگ برای «بیان سادهی عقاید پیچیده» اعتقاد داشت.
مینیمالیسم / Minimalism


هنر کمینه یا مینیمال آرت، یکی از جنبشهای هنری دهه ۱۹۶۰ بود که از آمریکا آغاز شد. پژوهشهای پیروان این جنبش انواع ساختارهای مدولی، فضایی، شبکهای و جفتکاری را شامل میشد که هدف آن توضیح مجدد مسائلی چون فضا، فرم، مقیاس و محدوده بود و هرگونه بیانگری و توهم بصری را نفی میکرد. آندره، جاد و رابرت ماریس از جمله هنرمندانی بودند که در این زمینه کار میکردند. اینان روشی خردگرایانه در ترکیببندی به کار میبرند که از مجموعههای منظم سادهای از واحدهای همانند و جابهجاشونده بر اساس ریاضی که قابلیت بسط و توسعه دارند تشکیل میشوند.
پاپ آرت / Pop Art


واژهی «Pop» مخفف «Popular Art» (عامه پسند) است. این جنبش در دههی پنجاه در انگلستان به وجود آمد و سپس بهطور طبیعی در آمریکا رواج یافت. در این جنبش، تصاویری که با تبلیغات رسانههای جمعی و کمیکاستریپها مقبولیت عام یافته بودند و دیگر اشیای روزمره در قالب ترکیبهای عجیب و غریب، تحریفها یا اندازههای اغراقآمیز عرضه میشدند و شیء ساختهشده همیشه مطابق با اصل اجرا میشد. آثاری مانند قوطیهای کنسرو سوپ کمبل اثر اندی وارهول یا قهرمانان و تبهکاران کمیکاستریپهای روی لیختناشتاین از جمله آثار شناختهشدهی این سبک هستند. پاپ آرت به آگاهی و قبول این حقیقت کمک کرد که رسانههای ارتباط جمعی تأثیر عظیمی بر زندگی روزمرهی ما دارند.


