معرفی سبک های هنری_پارت سه

امپرسیونیسم / Impressionism


در دههی ۱۸۶۰، نقاشان جوانتر، مجذوب جلوهی رنگ و نور سطح موضوعات شدند. هنرمندانی چون کلود مونه، کامیل پیسارو و پیر اگوست رنوار از پیشگامان امپرسیونیسم، مظهر مرحلهی انتقال از سنت به مدرنیته در هنر، به حساب میآیند.
علاقهی امپرسیونیستها به نور و فضا باعث شد که مطالعهی نسبتا عمیقی در نظریهی نور انجام دهند و برای دستیابی به خصوصیت پرنوسان نور، تکنیک قدیمی تاشیستی (نقطهگذاری) را احیا کردند. به این صورت که مادهی رنگی که نور واقعی را جذب میکرد به شکل نقاط قطور و ضربات قلممو روی بوم قرار میگرفت. آنها با کشف امکانات منحصربهفرد ترکیببندی از زوایای بالا، روشهای سنتی ترکیببندی را به چالش کشیدند. امپرسونیسم حرکت به سوی رویکرد هنر مدرن بود و فرم، مواد و روشها در اثر هنری بر موضوع آن ارجعیت داشت. کلیشههای ژاپنی که به تازگی به فرانسه وارد شده بودند، به نماهایی که از بالا به موضوعات و مردم درون چشمانداز نگاه میکنند، اهمیت بخشیدند.
ادگار دگا، امپرسیونیست حرکت یا نقاش کنشهای متوقفشده، با عکاسی آشنا بود و بهجای نقاشیکردن در فضای بیرونی، در کارگاه خود کار میکرد. برخی هنرمندان دیگر، مثل سزان و ونگوگ، بر آن بودند این جلوههای نوری و رنگی را که در آن زمان به صورت سطحی اجرا میشد، به شیوهای خودانگیخته اجرا کنند. مسئلهای که غالباً آنان را خشمگین میکرد، فقدان شکل و طرح ناشی از رضایتدادن نقاشان به صرف ایجاد توهم سطح بود.
پست امپرسیونیسم / Post-Impressionism

در اواخر قرن نوزدهم، مهمترین هنرمندانی که از جریان امپرسیونیسم الهام میگرفتند، آن را کنار گذاشتند. هنرمندانی مثل ژرژ سورا، پل سزان، پل گوگن و ونسان ونگوگ، منشاء ایجاد سبکهای هنری قرن بیستم بودند و در عین حال سبک آنها کاملا فردی و متفاوت از یکدیگر بود. بازگشت به سازماندهی ساختاری فرم تصویر، تأکید بیش از پیش بر سطح تصویر و اغراق آگاهانه در ظواهر طبیعی برای خلق تأثیرات اغواکنندهی عاطفی که گاهاً «اعوجاج» نامیده میشود، از اهداف مشترک این هنرمندان بود. بهلحاظ سبکی، سورا و سزان، در کل بهدنبال اولین هدف بودند، گوگن دومین و ونگوگ سومین هدف را دنبال میکردند. اگرچه هرکدام برخی وجوه سبکی دیگر را نیز در هنر خود دارند، به دلیل همین شباهتهاست که با وجود تفرد هنرمندان پساامپرسیونیست، همگی در یک جریان سبکی بستهبندی میشوند.
آرت نوو / Art Nouveau

سبکی در تزیین و معماری که در دههی ۱۸۹۰ و اوایل دههی ۱۹۰۰ رواج داشت. نامش برگرفته از اسم نگارخانهای مخصوص تزیینات داخلی در پاریس بود. همین سبک هنری را در آلمان «یوگنتاشتیل» مینامیدند و در ایتالیا نیز به آن «فلورئاله» یا «لیبرتی» میگفتند. اشکال نباتی پرپیچ و تاب، نقشمایهی اصلی آرت نوو را شامل میشدند و همچنین در کتابآرایی و طراحی دکوراسیون و ظرفهای شیشهای نیز استفاده میشد. معروفترین طراح گرافیکی که با این سبک هنری کار میکرد، بیردزلی نام داشت که طرحهای خطی او برای مصورسازی کتاب بسیار مناسب بودند.
اکسپرسیونیسم / Expressionism

اکسپرسیونیسم انتزاعی سبک مهم دیگری بود که رویکردهای اوایل قرن بیستم را ترکیب کرد و جنبشی بود بدون یک سبک مشترک و هر هنرمند تجربههای خویش را به شکل مستقل بیان میکرد. این جنبش در هنگام شکلگیری وجهی رمانتیک داشت و معمولا نقاشی «حرکتنما» یا «کنشی» نامیده میشد. جکسون پولاک و فرانتس کلاین را میتوان سرشناسترین هنرمندان این سبک تلقی کرد. شاید تشویش، ترس و عدم اطمینان دربارهی جایگاه بشر در جهان در معرض انهدام هستهای، این هنرمندان را به طرد فرمهای هنری پیشین قرن بیستم سوق داد و به مثابه تزکیهای شخصی، آنها را به بیان اعتقادشان به «ارزش عمل» حتی به قیمت عدول از طراحی منظم هدایت کرد.


