معرفی سبک های هنری_پارت چهار

فوویسم / Fauvism


اعضای اولین گروه اکسپرسیونیستی در فرانسه که به دلیل ظاهر درهم و برهم نقاشیهایشان که ناشی از رنگگذاریهای غیرطبیعی و کوبنده و پیکرهای اغراقشده بود، فووها (جانوران وحشی) نامیده شدند. در عین حالی که هنرمندان فوویسم در پی نمایش احساسات و حالات درونی بودند، شیوهی آنها تزیینی، پر از رنگ، خودانگیخته و شهودی بودند. هنری ماتیس، رهبر این گروه، آثاری مملو از رنگ و درخشندگی و دارای نوعی آراستگی دلربا داشت که تا حد زیادی تحت تأثیر هنر ایران و خاورمیانه بود.
کوبیسم / Cubism

سزان، گرایش به کاوش برای واقعیتی که زیر امور مادی واقع است را آغاز کرد و این شیوهی جدید دیدن، به موازات تغییر مفهوم واقعیت در علم و عکاسی، به تدریج طی یک دورهی ۲۵ ساله بست یافت. پابلو پیکاسو، بهدلیل موافقتش با سزان، کاوشهایی را برپایهی توهمات حجم و تحلیل ساختار فضایی قرار داد. او برای این نوع از بیان تصویری، علاوه بر سزان، از ویژگیهای سبکی هنر بدوی نیز الهام میگرفت. از مشخصههای اصلی سبک کوبیسم، اجرای مکعبیشکل یا تراش هندسی فرمها، درهمآمیختگی نماهای متفاوت از موقعیتهای متفاوت در فضا و حفظ حس دوبعدی تصویر اشاره کرد. احراهای سنتی ظواهر طبیعی کمکم جای خود را به نمودهای فرم هنری ناب دادند و کوبیسم، که فرمی نیمهبازنمایانه بود، پیشدرآمد همهی فرمهای انتزاعی بعدی بهحساب میآمد.
فوتوریسم / Futurism

فوتوریسم، شکلی دگرگونشده از کوبیسم توسط برخی هنرمندان ایتالیایی است که مانند کوبیسم، یک «خرده جنبش» در گسترهی انتزاع باقی ماند. بیان فوتوریستها ملهم از فعالیت بیوقفهی ماشینآلات مدرن، سرعت و خشونت حیات معاصر و تأثیرات روانشناختی این مسائل بر زندگی انسان بود. آنها با بهرهگیری از بافهی خطوط و سطوح، جلوهای از پویایی حرکت و تنش را در بوم ایجاد میکردند. دغدغهی فوتوریستها، تلاش برای تفسیر وقایع خشن معاصر مانند شورشها، اعتصابها و جنگها و تأثیر آنها بر آینده بود.
هنر انتزاعی / Abstract Art


طی سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۸، انگیزهی اصلی بسیاری از هنرمندان غربی، حذف طبیعت از هنر بود. با کاوش هنرمندان در انتزاع کامل، آنها دو مسیر عمده یافتند؛ برخی مانند واسیلی کاندینسکی، انتزاعی اکسپرسیونیستی، حسی و عاطفی را ترجیح دادند و برخی دیگر مانند پیت موندریان، وضوح سرد انتزاع هندسی را ترجیح دادند. نقاشیهای کاندینسکی با اینکه از شرایط و موقعیتهای خاص نشأت میگرفتند، بدون ارجاع به ظواهر بیرونی، برحسب زبان بصری صریحی اجرا میشدند. گویاترین مظهر انتزاع هندسی پیت موندریان بود. آثار وی، عاری از هرگونه کیفیت عاطفی، ارزش نور و رنگ را به شیوهای کاملاً غیربازنمایانه عرضه کرد. در این آثار، معنا یا محتوا در مناسبات تثبیتشدهی دقیق خطوط عمودی و افقی پدیدآورندهی شکلهای راستخط و استفادهی صرف از رنگهای اصلی نهفته است. طولی نکشید که پیروان در هماهنگیهای بصری ناب انتزاع هندسی، محتوای غنی و عرفانی یافتند و منتقدانی که شیوهی انتزاعی را بیمایه قلمداد میکردند، به اقلیت رسیدند.
کنستروکتیویسم / Constructivism


کنستراکتیویسم یا ساختگرایی، یکی از سبکهای هنری بر اساس انتطباق زیباییشناسی صور هندسی با اصول فنی علم نوین در روسیه شکل گرفت. نخستین نمونههای هنر ساختارگرا در کنستروکسیونهای تاتلین دیده شد ولی اصول آن زمانی سازمان یافت که میان تجریدگران روسی بر سر هنر «ناب» و هنر «مفید» اختلاف افتاد. طرفداران هنر «مفید»، عنوان «هنرمند-مهندس» را به خود اختصاص دادند و به منظور ایجاد ارتباط بیشتر میان هنرمند و جامعه، به حوزههای طراحی صنعتی، طراحی گرافیک، تئاتر، سینما و مهماری روی آوردند. هنرمندانی مثل رودچنکو، لیسیتسکی و آیزنشتاین به این جنبش مربوط بودند و نظرات کنستروکتیویستها از طریق کاندینسکی و گابو به اروپای باختری راه یافتند و در شکلگیری سبک «کارکردگرا» در معماری و طراحی صنعتی تأثیر گذاشتند.
دادائیسم / Dadaism

دادائیسم محصول هنری بود که بر وچه غیرعقلانی بشر تأکید میکرد و واکنشی بود به سبعیت جنگ که موجب افزایش دلسردی از نقش خرد در همهی اقشار جامعه شده بود. دادا به عنوان فرمی ضدهنری، تا حد زیادی مشخصهی آن، تلاش برای تضعیف آداب و رسوم متمدنانهی سنتی از طریق تمسخر همهی باورهای سفت و سخت جامعه بود. دادائیستها باور داشتند که ویرانی سنت ضروری است زیرا انسان فقط روی خاک بکر میتواند جامعهی مطلوبی داشته باشد. یکی از هوشمندترین آنها، مارسل دوشان، نقاش فرانسوی بود که با آثاری مثل «حاضر آمادهها»، شکلی از دادا را بنا نهاد که طی قرن بیستم تأثیر زیادی بهجا گذاشت. جالب اینجاست که با نمایش این آثار در موزهها و خریداریشدن آنها توسط مجموعهداران، نوعی ارزش زیباییشناختی به آنها داده شد که با ارزشهای دادائیسم منافات داشت.


